تبليغاتX
lovelorn
من سازگارم با روزگارم، از تلختیش اما، شکایتی ندارم!
 

 آنکه میگفت ز یک گل نشود فصل بهار

چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید

آن دوست که ديدنش بيارايد چشم
بي ديدنش از گريه نيارايد چشم
ما را از براي ديدنش بايد چشم
گر دوست نبيند به چه کار آيد چشم

"خاقاني"   ***از طرف بهترین دوستم*** 

در کتاب قصه ی من، معنی هر دل سپردن، خود شکستن بود و مردن!

بی خبر از حیله سازی، با هزاران زخم بر دل!

از عزیزان یادگاری، زخمی دنیای نامرد، قصه ی چشم انتظاری...!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:57  توسط negin  | 

اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم

اگر جا هم شود پیدا تو را آنجا نمی یابم

اگر تو را یابم آنجا و جا هم شود پیدا

زشادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:52  توسط negin  | 

 عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار!

 

گلی دیدم که با خاری هم آغوش ،

شده بلبل ز کار آن دو مدهوش ،

 چنان افتاده گل در دامن خار،

 که اصلا" ذات خود کرده فراموش .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:50  توسط negin  | 

راست گفتی که عشق خوبان آتش است

سخت می سوزد اما دلکش است

از خدا خواهم که افزونش کند

دل اگر دم زد پر از خونش کند

مرغ شب خوابیده از عشق تو بیدارم هنوز

دیده نابینا شد و مشتاق دیدارم هنوز

 تورا چون نسل رویا دوست دارم ،

 چو عطر پاک گل ها دوست دارم ،

من چون ماهی افتاده در خاک ،

 تو را چون آب دریا دوست دارم !

 

پرم کن ز حسی که دیدار یک گل پر و بال پروانه را می گشاید !

 

تو مرا می فهمی من تو را میخوانم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است

تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم میدانی تا ابد در دل من می مانی!...

 

پروانه نمی میرد تا گل به بغل دارد

این سینه نمی میرد تا عشق تو را دارد

تقدیم به بهترینم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:15  توسط negin  | 

خنده و گریه :

گریه تو اتاقش نشسته بود، یکی سنگ زد ، گریه آمد نزدیک پنجره ، خنده با چمدانش آن پایین نشسته بود ، گریه بال در آورد از خوشحالی از پله ها سرازیر شد ، در خانه را باز کرد و غش غش خندید ، خنده چمدانش را گذاشت زمین ، خودش را انداخت بغل گریه و زار زار گریست !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:0  توسط negin  | 

درد آشنا!...

 

اگرسکوت می کنم دراین شب تارچیزی نمی گویم، اگراشکانم را دسته بندی می کنم ودرجعبه قلب می گذارم، اگرشبها با نورمهتاب گریه می کنم، و درصبح سپیده دم نمی گویم که گریه کردم، فکرنکن دوستت ندارم، گمان نکن به فکرتو و خوبیهایت نیستم، نازنین به عزم تو زنده ام وبه وجود مقدس تو نفس می کشم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 2:54  توسط negin  | 

 

من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم

که برای تو و تصویر دلت می میرم!

 

 

خیال من :

گفتم شاید ندیدنت از خاطرم دورت کنه ،

دیدم ندیدنت فقط می تونه که کورم کنه ؛

گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری ،

دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری ؛

ندیدن ونشنیدنت عشق تو از دلم نبرد ،

فقط دونستم بی تو دل ، پر پر شد و گم شد و مرد ؛

بعد از تو باغ لحظه هام حتی یه غنچه گل نداد ،

همش می گفتم با خودم نکنه بمیرم و نیاد ،

این روزا محتاج تو ام ، من نمی گم دلم می گه ،

فردا اگه مردم  نیا ، چه فایده نوش دارو دیگه !...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 2:54  توسط negin  | 

 

من چون برف بودم او چون کوه .... برف آب شد به پای کوه ... وبه جا ماند کوه!

 

هميشه صداهاي بلند رو ميشنويم پر رنگ ها رو ميبينيم سختی ها رو مي خواهيم غافل از اينکه خوبان آسون ميان بيرنگ ميمونن و بيصدا ميرن!

 

روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم!

 

چند تا شعر ترکی...  

تو را بس منتظر ماندم، اوتاندی لحظه لر مندن

بدان من دوستت دارم، اینان بو یاشلی گوزلردن

سفر از تو گذر از تو، فقط یول گوزلماخ مندن

فقط با یک نگاه تو، اوچاردی غصه لر مندن

*****

داغ اولاخ اوجا اولاخ آشمیاخ

دریا اولاخ موج اولاخ داشمیاخ

ایلان اولاخ افعی اولاخ ساشمیاخ

یولداش اولاخ بیربیریمیزی آتمیاخ

*****

خزان گلدی گول آپاردی

بیر گوزل بلبل آپاردی

من کی یانب کول اولموشدوم

یل ده گلدی کول آپاردی

*****

اوزی ییخیلان آغلاماز!!!....

من کی اوزوم ییخیلمادیم، یخدلار

عشقیمی آلدیلار،اورگیمی سیخدلار

***** 

داغ باشیندا اکین اولماز

اکین اولسا بیچین اولماز

دنیادا مین گوزل اولسا

بیری سنین تکین اولماز...

هر لحظه اورگیم دسن!...

 *****

ناز ایتمه گولوم، بیلیریک ماه پاره سن

عشق اهلینی کمنده سالاندا، زولفو قاره سن

سنه خاطیر اولرم من ، اولن واقتی گولرم من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 2:54  توسط negin  | 

رفتم که نباشم سر راهت ، رفتم که نبینم روی ماهت ، رفتم غم تنهایی کشیدم امّا همه جا خواب تو دیدم ، این فاصله ها چاره نبوده ، هر جا یه نشونی از تو بوده؛ دلگیرم از این عمر دو روزه نازنینم ، قسمت به جدایی از تو بوده بهترینم ، تو در قلب منی هر جا که هستم نازنینم ، چه در جمع و چه تنهایی نشستم بهترینم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 1:17  توسط negin  |